تبليغاتX
ارغوان


ارغوان

ادبی، هنری، سیاسی

 

شروع دیگر

 

 

زندگی ما سالهاست با از اینجا به آنجا رفتن ها شناسایی شده است. روزها در ارغوانی که در پرشین بلاگ رویانده بودم، قلم زدم. دریغا از مدتی پرشین بلاگ گویا هک شده است. می گویند چند خرابکار عراقی آن را هک کرده است. به گفته اردو زبانان «ستم ظریفی» در اینست که چند عراقی سرویس وبلاگ دهی یک ایرانی را هک می کنند، اما ضررش به افغان ها می رسد. البته از اینکه در آن بوستان، نهالی از ما را نیز اجازه رویش داده بودند، مشکوریم. اما نمی توانم اشک های تاسف ، بر بدبختی خود  نریزم. آخر همه نوشته های من که بدبختانه کاپی  شان را نداشتم و درج آن وبلاگ         www.arghavaan.persianblog.com بود، از دست رفت. من تنها نیستم، بدون شک بسا نویسنده های خوبتر از من در آن جا وبلاگ داشتند، اما اینک نوشته های شان که بدون شک با ارزشتر از نوشته های من بودند، از دست رفتند. حداقل از دید ما غایب ماندند.
بدبختی ما یکی دو تا نیست، ما با وجود ادعای فرهنگ چند هزار ساله، در حقیقت در فقر فرهنگی عجیبی دست و پا می زنیم. می دانید خالد حسینی نویسنده افغان، کتابی نوشت به نام گدیپران باز. این کتاب را او به انگلیسی نوشت و یک ایرانی آن را به فارسی ترجمه کرد که الحق از عهده ترجمه آن به خوبی بدر شد، اما طبعا در ترجمه از اصطلاحات فارسی مروج در ایران استفاده کرده است. مثلا گدیپران باز را بادبادک باز ترجمه کرده است. یا هزاره را که نام قومی از اقوام شریف افغانستان و اسم است در بسا جا ها هزاره ای آورده است از اصطلاحات دیگر چون پخمه، بلغور ، پول توجیبی و غیره که در نوشته دیگری فهرست آن را خواهم آورد (ان شاء الله)، می گذرم. این داستان به شکل پاورقی در مجله یی که دانستنیها نام دارد و در ونکوور به نشر می رسد،  چاپ می شود. داستان دیگری نیز به نام شوهر آهو خانم که نویسنده اش علی  محمد افغانی نام دارد، آن مجله را زینت می دهد. چنانکه از نام نویسنده پیداست  از افغانستان است. اما  بسا کسان چیزخوان و چیز نویس ما از موجودیت او بی خبراند.
خوب، حالا منی که از افغانستان هستم باید ترجمه فارسی ایرانی داستان وطندار خود ما را بخوانم و بسیار گپ هایش را نفهمم!
جنگ ما را نیز دیگران پیش می برند. تنها جنگ نی، آن قدر مشاورین و کارشناسان خارجی امروز در کشور ما زیاد شده که کارهای دولتی را نیز می توان گفت آن ها پیش می برند.  ما بیشتر به تماشاچیان شباهت داریم. دیگران برای ما کار می کنند و ما صرف تماشا می کنیم و گاهی هم از نحوه کار و اجراات شان ناراضی هستیم.
به هر حال، حرف ما روی هک شدن پرشین بلاگ بود. از سرویس وبلاگ دهی بلاگفا نیز  باید سپاسگذار باشم که زمینه قلم زنی را برای من و ما  فراهم کرده است. اما خدا خیر ما را پیش کند. می ماند دعا کنیم که بلاگفا به سرنوشت پرشین بلاگ یا مصیبت فیلتر یا سانسور مواجه نشود، نمی دانم. به هر حال، ارغوان باز هم و این بار در سرویس وبلاگ دهی بلاگفا و آریانا سر کشید. از خدای بزرگ توفیق می خواهم تا در کاری که در پیش گرفته ام، مرا یاری رساند که نیتم نیک است.ََ

نوشته شده در Mon 13 Aug 2007ساعت 18:43 توسط پروانی| |


Design By : Night Skin